تبليغاتX
انجمن ایرانیان مقیم چین
با احداث شهري به نام كاشان در چين و بافت و صادرات فرش‌هايي با مشخصات و ويژگي فرش كاشان ايران تهديد تازه‌اي براي ميراث معنوي ايران شكل گرفته است.

به گزارش همشهری آن‌لاین،«كاشان چين» شهري است ويژه بافت، فروش و عرضه قالي‌هايي با طرح هاي ايراني.

اين قالي‌ها در سراسر جهان با عنوان«قالي كاشان» عرضه مي‌شوند، بي‌آنكه خريداران بدانند منظور كاشان جديد واقع در چين است، نه كاشان ايران.

چيني‌ها همچنين قصد دارند شهرهايي با عنوان اصفهان، يزد، تبريز و كرمان نيز تأسيس كنند. هدف آنها در اين باره تسخير كامل بازار فرش جهان است.

رئيس موزه فرش ايران در اين باره افزود: كشور چين با استفاده از موتيف‌هاي فرش كاشان و حتي ديگر شهرهاي ايران هم‌اكنون توانسته است سهم زيادي از بازار فرش جهان را به خود اختصاص دهد و تهديدي جدي براي ميراث معنوي ايران به وجود آورد.

پرويز اسكندر خرمي‌با اشاره به اينكه در اين مسير تنها كشور چين نيست بلكه كشورهايي چون بنگلادش، پاكستان و حتي هند هم با بهره‌گيري از امكانات تكنولوژيك به رقيبان جدي فرش ايراني تبديل شده‌اند،‌ گفت: بافت اين فرش‌ها به اندازه‌اي دقيق و نزديك به فرش‌هاي ايراني است كه بر اساس نظر بسياري از كارشناسان نوع گره اين فرش‌ها به گره ايراني نزديك است.

وي بر ثبت ميراث معنوي ايران در سازمان‌هاي معتبر جهاني تاكيد كرد و اظهار داشت: مسئولان بايد با جديت اين موضوع را دنبال كنند وگرنه با اقدام كشورهايي مانند چين كه شهري با نام شهر كاشان و به منظور موفقيت در عرصه اقتصادي احداث مي‌كند در آينده جايي براي صنايع دستي ايراني وجود نخواهد داشت.

اسكندرپور خرمي در پايان با اشاره به اينكه ايرانيان هيچگاه وارد اين روند اقتصادي كه محصولات باكيفيت نامطلوب ارائه دهند نشده‌اندگفت: با وجود آنكه فرش ايراني جايگاه خود را در عرصه جهاني حفظ كرده است اما روند نزولي صادرات اين محصول در آينده محسوس تر خواهد بود.

اين در حالي است كه با انتشار آمار رسمي‌بازرگاني دولت از سوي گمرك جمهوري اسلامي، حجم صادرات غيرنفتي با كاهش 26 درصدي روبه‌رو شده و تراز بازرگاني كشور رشد منفي41 درصدي داشته است.

فرش ايراني نيز به عنوان يكي از كالاهاي ارزشمند در صادرات روندي نزولي داشته و با كاهش تقاضاي جهاني در پي توليدات چيني اين محصول رو به رشد بوده است.

متاسفانه فرش ايران هنوز متولي مشخصي ندارد و با وجود آنكه فرشهاي توليدي چين و هند و بنگلادش سال‌هاست فرش‌هاي ايراني را تهديد مي‌كند اما اقدام خاصي از سوي سازمان‌هاي ذيربط صورت نگرفته است و تا هنگامي‌كه فرش‌هاي ايراني در سازمان بين‌المللي حقوق مالكيت معنوي جهاني به ثبت نرسد متاسفانه رقيبان كم توان اما پر هياهو عرصه را بر فرش ايراني تنگ خواهند كرد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 8:28 بعد از ظهر توسط شایان 艾曙辉 |

 

والنتینا پاسکوالی- واشنگتن پریزم

چین با مساحتی تقریبا مساوی ایالات متحده و جمعیتی بیش از چهار برابر ساکنان این کشور، هم از دیگاه اماکن و هم از منظر افراد، از گوناگونی شگفت انگیزی برخوردارست. مثلا "مجتمع تفریحی-ساحلی هینان" که جزیره ای در جنوبشرقی چین است با شهر "هاربین" در شمالشرقی این کشور و در نزدیکی مرز آن با روسیه که نمایانگر تأثیر پذیری بسیار زیاد از معماری روسیه می باشد، تنها از نظر جغرافیایی نیست که فرسنگ ها از یکدیگر دورند.

"استان تینجنگ" در شمالغربی چین نیز تصویر گویایی از چنین گوناگونی غنی و تمامی پیچیدگی های مربوطه، به شمار می رود.
در صبح آفتابی سه شنبه در شهر غبارآلود مرزی "تاشکورگان" به رغم داشتن ارتفاع ٣٦٠٠ متر از سطح دریا و کوههایی که در پس زمینه این شهر هنوز برف بر قله دارند، گرما از اواسط بامداد آغاز می شود. امروز اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) و روز جهانی کارگرست. این روز که در چین تعطیل رسمی محسوب می شود، در عین حال زمان بازگشایی مرز زمینی این کشور با پاکستان است که در طول زمستان وجود برف و سرمای شدید سبب بسته شدن آن می شود.

کسبه مختلف از جمله میوه فروش ها با چیدن اجناس خود، در انتظار مشتری نشسته اند. چند متردورتر نیز سر گاوی که از بدن جدا شده، در مغازه قصابی دیده می شود. 
تاشکورگان دارای خیابان ها، رستوران ها و هتل هایی است که به کسانی که به این شهر می آیند محل اقامت، غذاخوری و سرگرمی ارائه می کند.

در خیابان اصلی شهر یک علامت بزرگ جاده ای وجود دارد، که رویش عبارت "به خیابان فرهنگی و گردشگری تاشکورگان خوش امدید" به چشم می خورد. این علامت در عین حال مشخص می کند که این اصلی ترین خیابان شهرست. اما به رغم عبارت مذکور، هیچ نشانی از عاملی فرهنگی یا گردشگری در آن وجود ندارد. 

"هتل ترافیک"  تابلوی بزرگی در خیابان گذاشته، تا ورودی خود را برای مسافران مشخص کند. اسم این هتل با الفبای لاتین نوشته شده است. دیشب که ما به بخش پذیرش آن مراجعه کردیم، کثیفی روی رنگ دیوار نشان می داد که چهار ساعت دیواری پیش از این روی این دیوار قرار داشته اند که دیگر سر جای خود نیستند. اما بامداد که از خواب برخاستیم آنها سرجایشان بودند و به ترتیب اوقات محلی کراچی، پکن، لندن و نیویورک را نشان می دادند.

به طوری که گوناگونی اعضای صورت مردم تاشکورگان نشان می دهد، این شهر در منطقه تینجنگ در منتهی الیه غربی چین به خوبی نمایانگر محل تلاقی شرق، مرکز و جنوب آسیا می باشد.
معنی تینجنگ در گویش چینی، مرز نو است. این نام در زمان "سلسله کوئینگ" به این شهر اطلاق شد و برای جایی که حتی امروزه نیز در تقاطع بسیاری از مرزهای بین المللی می باشد، نام با مسمایی محسوب می شود. چراکه در چند کیلومتری این محل، چین از شرق با مغولستان، از شمال با روسیه، و از غرب با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و هردو کشمیر هندوستان و پاکستان مرز مشترک دارد. در عین حال تینجنگ درست در شمال تبت واقع شده است. به علاوه هندوستان بر "اکسایی" که زیر نظر تینجنگ ادراه می شود ادعای مالکیت دارد و این اختلاف، نقطه اصلی مشاجرات این کشور با چین می باشد. 

اختلاط قومی و فرهنگی این استان چین، برای غرب ناشناخته است. بنابراین اگر یک خارجی بدون آمادگی قبلی به اینجا بیاید، به سادگی زیر فشار اینهمه چیز بدیع قرار می گیرد. مثلا تمامی علائم دوزبانه نوشته شده اند. اما زبانی که چینی نیست، نه انگلیسی، که بنظرعربیست. گاهی نیز یک الفبای دیگر که روسی باشد، به چشم می خورد. زبان هایی که مردم عادی اروپا و آمریکا نه تنها آنها را بلد نیستند، بلکه قادر به خواندن الفبای آنها نیز نمی باشند.

جمهوری خلق چین به منطقه تینجنگ که از نظر خصوصیات جغرافیایی، قومی، فرهنگی و سیاسی حتی در آسیا منحصر به فرد می باشد، خودمختاری داده است. لذا این منطقه اینک بزرگترین تقسیمات فرعی چین، و صاحب بیش از یک ششم خاک و یک چهارم مرزهای این کشور می باشد.

پراکندگی جمعیت در این منطقه که در ٣٠٠ کیلومتری "اورمقی" واقع شده و دورترین نقطه به اقیانوس است، زیاد نیست. از نظر بافت طبیعی نیز به شدت گوناگون می باشد. به طوری که از بیابان تا کوه های مرتفع، و از جنگل تا دریاچه را در خود جای داده است. به همین سبب نیز، هوای آن که از هیچ نسیم برخاسته از آب و هوای معتدل و مرطوب کنار دریا بهره مند نیست، یا  به شدت سرد و یا وحشتناک گرم است.

ساکنان اصلی تینجنگ را اقلیت ترک تباری تشکیل می دهند، که بزرگترینشان "یوقورها" هستند. بنابراین و همچنین به سبب عدم علاقه به دولت مرکزی در پکن، اغلب به این منطقه ترکستان چین و یا ترکستان شرقی اطلاق می شود ،که مأوای جنبشی مستقل موسوم به " جنبش مستقل ترکستان شرقی" می باشد.

دولت چین به منظور به رسمیت شناختن گوناگونی قومی این منطقه خودمختار، تقسیمات فرعی دیگری چون "بخش خودمختار قرقیز" و "بخش خودمختار مغول" را هم در آن ایجاد کرده است. به علاوه در یک سازمان پیچیده سیاسی خاص این استان، ٢٠٠ کیلومتر از مرز آن که شامل "بزرگراه قره قروم " است، زیر نظر هیئتی ویژه اداره می شود. این بزرگراه، با عبور از "خانجراب"، "اسلام آباد" را به "کاشگر" وصل می کند.

پس از بازگشایی مرزها از اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)، همه روزه ٠ ۱٠ نفر از مردم پاکستان از طریق این مرز وارد چین می شوند، که در مقایسه با کل جمعیت دو کشور بسیار اندک می باشد. مرزبانی که در این محل گذرنامه های ما را کنترل می کند، به رغم حساس بودن شغلش که زیر نظر گرفتن و مراقبت از جنجال برانگیزترین منطقه چین است، امیال سیاسی و تبار خود را پنهان نگه نمی دارد. او با افتخار می گوید: "من ترکم. ترکی از ترکستان بزرگ واحد، که از استانبول تا اینجا گسترده است."

به خاطر موقعیت حساس و وجود منابع طبیعی "روزنامه اینترنتی خلق" اخیرا گزارش داد که روز ٣۱ ماه مه (١٠ خرداد) "شرکت نفت و مواد شیمیایی چین" رسما تصریح کرد که در این منطقه یک حوزه نفت و گاز عمده کشف کرده است. بنا به نوشته این روزنامه، جمهوری خلق چین کوشش های چشمگیری جهت گسترش اقتصادی منطقه و ایجاد کنترل بیشتر بر آن، از خود نشان داده است.

بر اساس آمارهای دولت چین، میزان درآمد ناخالص این منطقه از حدود ٢٤ میلیارد و ۵٠٠ هزار دلار در سال ٢٠٠٣، به حدود ٣٤ میلیارد دلار در سال ٢٠٠۵ افزایش داشته، که به طور متوسط  سالانه ۱٠ درصد می باشد. این توفیق اقتصادی عمدتا نتیجه "برنامه گسترش غرب چین" می باشد، که از سال ٢٠٠٠ به منظور ارتقاء اقتصاد استان های غربی، از سوی دولت مرکزی آغاز شده است.

همزمان و به منظور افزایش کنترل دولت مرکزی بر این منطقه، پکن مهاجرت قوم "هن" ها را به تینجنگ تشویق کرده که گروه عمده جمهوری خلق چین محسوب می شوند. بر اساس پژوهش های عمومی "گسترش اجتماعی و اقتصادی تینجنگ" که در سال ١٩٩۸ انجام شد، میزان جمعیت هن ها از ٧ درصد در ١٩٤٩، به ٤٠ درصد در ۱٩٩۵ افزایش پیدا کرده است.

می توان تعداد نظامیان و خانواده هایشان و به ویژه آنهایی که به "کارخانجات تولیدی و ساخت و ساز تینجنگ" تعلق دارند را نیز، به این عدد افزود. بنا به نوشته "نشریه سفید" که در سال ٢٠٠٣ در این مورد انتشار یافت، این سازمان به ساکنینی تعلق دارد که ابتدا در سال ١٩٤٩ به اتفاق ارتش آزادیبخش خلق به این منطقه وارد شدند. آنها در ١٩۵٤ با راهنمایی دولت مرکزی، سازمانی مدنی با مأموریت "انجام کارهای تولیدی و نظامی، کشت و کار و نگهبانی از مرزهای منطقه" "ایجاد کردند. بر اساس همان منبع تعداد جمعیت کارخانجات تولیدی و ساخت و ساز تینجنگ در این منطقه در سال ٢٠٠٣، دو میلیون و چهارصد و پنجاه و سه هزار و ششصد نفر بود که ٩٣٣ هزار نفر آن را کارگران تشکیل می دادند.

نتیجه تغییر بافت جمعیتی تینجنگ، که اینک در آن درصد جمعیت ترک ها رو به کاهش است، از جانب حامیان مستقل محلی تهدیدی برای حق حفظ فرهنگشان محسوب می شود. در عین حال این موضوع نیز واقعیت دارد که مردم تینجنگ نیز، مانند سایر اقلیت ها ناچار نبودند از سیاست تک فرزندی پیروی کنند. بنابراین تعداد یوقورهایی که در جستجوی شغل به استان های چین مهاجرت می کنند، و درصدشان در کل جمعیت کشور، در واقع رو به افزایش است.

دولت مرکزی چین همواره در سیاست تعدد گروه های اقلیت بسیار فعالست، و دست کم به شدت می کوشد تصویری از هماهنگی و اتحاد به دست دهد. نوشته ای که روی در ورودی مسجد اصلی کاشگر به چشم می خورد، پس از شرح کارهایی که پکن برای احیای این مکان مذهبی انجام داده، می گوید: "تمام این کارها نشان می دهد که دولت چین همواره به سایر فرهنگ های تاریخی و گروه های قومی توجه ویژه مبذول می کند، و تمامی گروه ها با گرمی از سیاست مذهبی حزب استقبال می کنند. این امر همچنین نشانگر آنست که گروه های گوناگون قومی با تساوی، اتحاد، و کمک به یکدیگر، ارتباط نزدیکی با هم برقرار کرده اند و آزادی عقیده مورد حمایت قرار دارد. تمامی گروه های قومی با یکدیگر دوستانه زندگی می کنند. آنها برای ساختن وطنی زیبا همکاری دارند، از صمصیم قلب از اتحاد گروه های مختلف قومی و اتحاد کشور پشتیبانی می نمایند، و با جدایی طلبی فرقه ای و فعالیت های غیر قانونی مذهبی مخالفند." 

به رغم این اظهارات و کوشش هایی که به عمل می آید، جدایی بین نژادهای گوناگون و به ویژه بین هن های چینی و جمعیت محلی کاشگر واضح و آشکارست. چراکه در اینجا نیز مانند اورمقی بخش چینی شهر در کنار مراکز مسلمانان رشد کرده و همچنان به رشد خویش ادامه می دهد، و بین این دو منطقه فرقی اساسی وجود دارد. هن های چینی از دادوستد در شهر یوقور خوداری می کنند. عکس قضیه نیز صادق است. ساکنان محلی خوب زبان چینی بلد نیستند و لهجه ای غلیظ دارند. به نظر می رسد آنها خیلی بیش از آنکه علاقمند به حرف زدن به زبان چینی باشند، مشتاقند با ما انگلیسی صحیت کنند.

معمولا پاتوق الویس راهنمای ما، در شهر قدیمی کاشگر است. او در پی جلب توجه خارجیانست که خدمات خود به عنوان راهنمای تور را، به آنها عرضه کند. به گفته خودش در اوقاتی که راهنما نیست، بهترین قالی فروش دنیاست. ظاهرا او در سراسر منطقه تینجنگ سفر می کند، تا بهترین قالی های دست باف را بیابد. الویس با لبخند می گوید: "من معمولا با مشتری های آمریکاییم کار می کنم. آنها پول زیادی دارند." وقتی از او در مورد زبان چینی می پرسیم، پاسخ می دهد که چینیش خوب نیست و نمی خواهد هم که یاد بگیرد و می افزاید: "در حرفه من انگلیسی مفیدتر و کار راه اندازترست."

به نظر می رسد که برداشت الویس در مورد هویت یوقوریش دست کم تا آنجا که می توان با مردم کوچه و بازار اختلاط کرد، به خوبی نمایانگر احساس عمومی اهالی این منطقه باشد. او می گوید: "تا به حال پکن را ندیده ام، و لی اگر موقعیتی پیش بیاید دوست دارم به آنجا سفر کنم. من تحصیلات دانشگاهی دارم، و واحدهای کلاس های چینی برداشتم. اما ترجیح می دهم انگلیسی حرف بزنم. در واقع برایم اهمیتی ندارد که زبان چینی ام را بهتر کنم."

در اینجا احساس می شود که مردم به خوبی از تفاوت های خود با هن های چینی آگاهی دارند، و با سایر نژادهای آسیایی بهتر از نژاد چینی ارتباط برقرار می کنند. با این حال به نظر نمی رسد تا زمانی که حق استفاده از زبان خود، عمل به احکام دین خویش و حفظ فرهنگشان تضمین شده باشد، واقعا خواهان استقلال از پکن باشند.

با این همه جنبش های مستقلی سازمان داده شده، و یک بار نیز از سوی دولت چین سرکوب شده اند. چراکه پکن کوشندگان یوقور را تروریست می داند، و با توافق کشورهای آسیای میانه همسایه آنها را مجازات می کند. کشورهایی که اینک بر توافق و همکاری با چین، بیش از احترام به حقوق بشر، تمرکز کرده اند.

روز ٣٠ ماه مه (٩ خرداد) نشریه "وال استریت" نامه "ربیعه غدیر" رئیس "اتحادیه آمریکایی یوقور" و "کنگره جهانی یوقور" را منتشر کرد. نهادهای مذکور، دو فعالترین سازمان های یوقورهای تینجنگ هستند. ربیعه به مدت ۵ سال توسط دولت چین بازداشت و زندانی، و در سال ٢٠٠۵ آزاد شد. پسر او "ابلیکیم عبدالرحیم" نیز امسال به جرم "تقلب های مالیاتی" زندانی گردید. این در حالی بود که دو برادر وی نیز پیش از آن به سبب "تشویق و شرکت در فعالیت های تجزیه طلبانه"، در زندان به سر می بردند.

خانم غدیر به همراه اکثر سازمان های حقوق بشر غربی، نداشتن حق محاکمه در یک دادگاه عادلانه و عدم دسترسی مناسب به وکیل توسط پسرش را، محکوم می کند.
"آژانس نوین تینجنگ" سازمان خبری رسمی جمهوری خلق چین، گزارش کرد که ابلیکیم عبدالرحیم به جرم های خویش اعتراف کرده است.

از آنجا که این مسئله جرمی عمده محسوب می شود، از آنجا که زوایای گوناگون آن تعصب آمیز و یک سو نگرانه است، و از آنجا که به سبب کنترل اطلاعات، دولت مرکزی هنوز می تواند خود را بر مردم چین تحمیل کند، مشکلست درک متعادلی از احساسات واقعی یوقورها به دست آورد.

در مجموع و در مقایسه با آنچه در تبت رخ می دهد، به نظر می رسد که مخالفان سازمان یافته سیاسی پکن در تینجنگ ضعیف هستند، و اوضاع هنوز به طور کامل تحت کنترل دولت مرکزی قرار دارد. در عین حال برداشت حزب کمونیست این است که اگر در حالی که حداقل حقوق بشر برای مردم محلی تضمین شده، گسترش اقتصادی ادامه پیدا کند، باید جلوی دستیابی چنین مخالفان سیاسی را به قدرت گرفت و نگذاشت آنها به تهدیدی در مورد تمامیت ارضی چین تبدیل شوند.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط شایان 艾曙辉 |

 

IranChina